مقایسه جیره با انرژی پایین و بالا در قبل از زایش با سیستم دو مرحله ای اوایل خشکی و انتظار زایش برای گاوهای یک و چند شکم

تحقیقات قبلی نشان داد که تغذیه در مراحل اولیه دوره خشکیfar-off می تواند مانند تغذیه در اواخر دوره خشکی close-up بر ...

 تحقیقات قبلی نشان داد که تغذیه در مراحل اولیه دوره خشکیfar-off  می تواند مانند تغذیه در اواخر دوره خشکی close-up بر موفقیت دوره انتقال موثر باشد. موضوع این مطالعه تعیین این اثر است که ایا جیره با انرژی کم و فیبر زیاد در کل دوره خشکی وضعیت متابولیکی و تولیدی گاوهای شیری را در مقایسه با جیره با انرژی بالاتر یا یک سیستم دو جیره ای بهبود می بخشد، و مقایسه واکنش های گاوها و تلیسه ها به این جیره ها است. گاوهای هلشتاین (25 عدد با 10 گاو یک شکم در هر تیمار) به هر سه تیمار در 60 روز قبل از زایش اختصاص یافتند. تیمار LO (5/40 درصد کاه گندم، 6/5 مگاژول NEL) طراحی شد تا نیازهای دام را از زمان خشک کردن تا زایش تامین کند. تیمار HI جیره پرانرژی بود (7/6 مگاژول NEL/kg of DM) به صورت ازاد از زمان خشک کردن تا زایش تغذیه شد. برای تیمارLO+HI ، جیرهLO  از زمان خشک کردن تا 21 روز قبل از زایش تغذیه شد و بعد از ان جیرهHI  تا زمان زایش تغذیه شد. بعد از زایش تمام گاوها (7 مگاژول NEL/kg of DM) تا روز 63 شیردهی جیره یکسان دریافت کردند. ماده خشک مصرفی و وزن بدن در جیرهHI  قبل از زایش بالاتر بود، اما نه در بعد از زایش. زمانیکه گاوهایLO+HI  به جیرهHI  منتقل شدند، ماده خشک مصرفی انها افزایش یافت و به میزان گاوهایHI  رسید. گاوهایی که جیرهHI  مصرف می کردند افزایش وزن بیشتری قبل از زایش داشتند اما بعد از زایش وزن بیشتری از دست دادند. تعادل انرژی بعد از زایش در گاوهایLO  نسبت به گاوهای HI بیشتر بود. تولید شیر، تولید و میزان پروتئین تفاوتی بین تیمارها نداشت. میزان چربی شیر و تولید در جیرهHI بالاترین بود، در LO کمترین بود، و در گاوهای LO+HI متوسط بود. گاوهایHI  نسبت بهLO  یا LO+HI قبل از زایش NEFA کمتری داشتند، اما غلظت بالاتری بعد از زایش داشتند. BHBA سرم قبل از زایش تفاوتی نداشت، اما در گاوهایHI  نسبت به LO یا LO+HI  بعد از زایش بیشتر بود. گلوکز و انسولین سرم در LO نسبت به LO+HI و HI قبل از زایش کمتر بود، انسولین برای LO و HI نسبت به LO+HI بعد از زایش کمتر بود. گاوهای LO غلظت چربی کبدی کمتری نسبت به گاوهای LO+HI و HI بعد از زایش داشتند. گاوهای شکم اول عموما به جیره ها شبیه گاوهای چند شکم پاسخ دادند. روش LO+HI سود بیشتری نسبت به روش  LOایجاد نکرد. علاوه بر این، جیره پرانرژی حتی زمانیکه برای 19 روز قبل از زایش در گروه LO+HI تغذیه شد، منجر به افزایش BHB و کل چربی کبد در مقایسه با جیره LO شد.

نتایج پاسخ های متابولیکی مطلوب در گاوهای تغذیه شده با LO را در مقایسه با گاوهای HI و LO + HI تأیید می کند. این نتایج نشان می دهد که افزایش تجمع چربی در کبد و تولید اجسام کتونی بیشتر به علت تجزیه بافت چربی در گاوهای HI، منجر به افزایش احتمال کبد چرب و در نتیجه مشکلات و بیماری های بعدی می شود. کنترل مصرف انرژی گاوها در دوره خشکی تجمع چربی و تولید اجسام کتونی را بعد از زایش حداقل می کند. تنها تفاوت عمده در گاوهای HI افزایش تولید چربی شیر بود (و در نتیجه تولید شیر تصحیح شده). اگرچه این ممکن است بیانگر افزایش موقتی سود باشد، اما باید بر اساس افزایش معنی دار ماده خشک مصرفی (در نتیجه افزایش هزینه) در کل دوره خشکی و افزایش احتمال بیماری ها مرتبط با چربی بعد از زایش متعادل شود. در مقایسه با LO، تیمار LO+HI در این مطالعه به غیر از افزایش اندک چربی شیر سودی برای گاوها نداشت. بنابراین، خوراک اضافی و مشکلات تهیه یک جیره مجزا برای یک گروه جداگانه با سود اقتصادی قابل توجه توجیه نمی شود. در واقع، افزایش تجمع چربی و افزایش BHB بعد از زایش پیشنهاد می کند که این روش می تواند احتمال بیماری های متابولیک را در گاوهای بعد از زایش افزایش دهد.

 

 

گروه علمی شرکت اگرین تک

  • تعداد بازدید: 28

دیدگاه ها

نظر شما پس از تایید مدیردر سایت نمایش داده می شود