اثر رژیم های مختلف درنچ کردن پیش سازهای گلوکونئوژنیک در دوره انتقال بر نمره وضعیت بدنی، تولید، عملکرد تولیدمثل، کتوز تحت بالینی و اقتصاد گاوهای شیری

از آنجا که دوره انتقال مهمترین مرحله فیزیولوژیکی گاوهای شیری است، پروپیلن گلیکول به عنوان یک پیش ماده گلوکونئوژنیک یا...

از آنجا که دوره انتقال مهمترین مرحله فیزیولوژیکی گاوهای شیری است، پروپیلن گلیکول به عنوان یک پیش ماده گلوکونئوژنیک یا به صورت جداگانه یا در ترکیب با گلیسرول با دوزهای مختلف در زمان های مختلف مورد مطالعه قرار گرفت. اثرات مفید آنها در مورد عملکردهای تولیدی و تولیدمثلی، محافظت در برابر کتوز تحت بالینی و اقتصاد ثبت شد.

در مجموع 108 گاو هلشتاین برای ارزیابی اثر پروپیلن گلیکول به صورت جداگانه یا در ترکیب با گلیسرول بر نمره بدنی، تولید، عملکرد باروری، محافظت در برابر کتوز تحت بالینی و سود اقتصادی گاوهای شیری در دوره انتقال مورد استفاده قرار گرفت. شش گروه (18 گاو در هر گروه) بودند. گروه کنترل، گاوها هیچ درمانی دریافت نکردند. PG300، گاوها 300 میلی لیتر پروپیلن گلیکول به مدت 7 روز قبل از زایش و 21 روز پس از زایش درنچ کردند. PG400، گاوها 400 میلی لیتر پروپیلن گلیکول به مدت 7 روز قبل و 7 روز پس از زایش درنچ کردند. PG500، گاوها 500 میلی لیتر پروپیلن گلیکول به مدت 10 روز قبل و 10 روز پس از زایش درنچ کردند. GPG150، گاوها مخلوطی از 150 میلی لیتر گلیسرول و 150 میلی لیتر پروپیلن گلیکول برای 21 روز قبل و 21 روز پس از زایش درنچ کردند. GPG250، گاوها مخلوطی از 250 میلی لیتر گلیسرول و 250 میلی لیتر پروپیلن گلیکول برای 21 روز قبل و 21 روز پس از زایش درنچ کردند. نمره بدنی در روز 30 شیردهی در مقایسه با گروه کنترل در تمام گروه های تحت تیمار به طور قابل توجهی بالاتر بود و بهترین مقادیر در گروه های GPG250 ، GPG150 و PG500 مشاهده شد. طول شیردهی در گروه های GPG250 ، GPG150 و PG500 به طور معنی داری کمتر از گروه شاهد بود. افزايش قابل توجهي در توليد شير 305 روز و ميانگين توليد شير روزانه در گروه هاي GPG250 و PG500 نسبت به گروه هاي ديگر به جز PG300 وجود داشت با كمترين مقادير برای كنترل و PG400 وجود داشت. گاوها در تمام گروه های تیمار فحلی را نشان دادند و زودتر ابستن شدند و همچنین دارای روزهای باز و فاصله زایش کمتر و تعداد کمتر تلقیح در هر بار ابستنی در مقایسه با گروه شاهد بودند با نتایج بهتر برای PG500 و گروه GPG250. سطح BHB و درصد گاوها با کتوز تحت بالینی در روز 7 شیردهی در گروه های GPG250 ، GPG150 و PG500 به طور قابل توجهی کمتر از گروه شاهد بود. گاوها در تیمارها نسبت به گروه شاهد سطح گلوکز بالاتر قابل توجهی داشتند. از نظر اقتصادی، گروه کنترل بیشترین هزینه خوراک، هزینه تلقیح و کل هزینه را برای هر حیوان نشان داد. بعلاوه، گروه های شاهد و PG400 بیشترین هزینه هر کیلوگرم شیر را از کل هزینه خوراک نسبت به سایر گاوها داشتند. گروهPG300 ، PG500 و GPG250 سود خالص و درآمد بیشتری نسبت به هزینه خوراک ثبت کردند. در نتیجه ، استفاده مداوم از پروپیلن گلیکول به صورت جداگانه یا در ترکیب با رژیم های گلیسرول برای مدت طولانی (PG300،PG500 ،GPG150 ، GPG250) در طول دوره انتقال گاوهای شیری می تواند بروز کتوز تحت بالینی را کاهش دهد و در نتیجه تولید شیر، تولیدمثل و اقتصاد را در مقایسه با درنچ کردن برای مدت زمان کوتاه PG400)) بهبود بخشد.

درنچ کردنPG300 ، PG500 و GPG250 می تواند تولید شیر را بهبود بخشد. همه گروه های تیمار عملکرد باروری بهتر و سطح گلوکز بالاتر از گروه شاهد را ثبت کردند. بهترین مقادیر BCS در روز 30 شیردهی و کمترین سطح BHB برای PG500 و گروه های مخلوط  GPGبود. از نظر اقتصادی، گاوهای شاهد بیشترین هزینه خوراک، هزینه تلقیح و کل هزینه را نشان دادند. هزینه هر کیلوگرم شیر و هزینه های خوراک در گروه شاهد و PG400 در مقایسه با سایر گاوهای تحت تیماار بیشتر بود. بیشترین بازده و درآمد خالص بیش از هزینه خوراک در گروه هایPG300 ، PG500 و GPG250 مشاهده شد. بنابراین، استفاده ازPG300 ، PG500 و GPG در دوره انتقال گاوهای شیری برای بهبود تولید، تولیدمثل و اقتصاد و کاهش بروز کتوز تحت بالینی توصیه می شود.

 

 

گروه علمی شرکت اگرین تک

  • تعداد بازدید: 68

دیدگاه ها

نظر شما پس از تایید مدیردر سایت نمایش داده می شود