متاآنالیز رفتار نشخوار و ارتباط آن با تولید شیر و چربی شیر، pH شکمبه و قابلیت هضم در گاوهای شیرده

زمان صرف شده برای نشخوار تحت تأثیر جیره غذایی است و محیط شکمبه را تحت تأثیر قرار می دهد.

زمان صرف شده برای نشخوار تحت تأثیر جیره غذایی است و محیط شکمبه را تحت تأثیر قرار می دهد. هدف از مطالعه حاضر انجام یک متارگرسیون برای توصیف تغییر در زمان نشخوار و رابطه آن با تولید شیر و چربی شیر و متغیرهایی بود که به طور مکانیکی با تولید چربی شیر مرتبط هستند، از جمله pH شکمبه و قابلیت هضم.

این تجزیه و تحلیل شامل 130 مقاله منتشر شده بین سال‌های 1986 و 2018 بود که 479 تیمار را از گاوهای هلشتاین شیرده در طول دوره شیردهی گزارش کردند. تولید شیر به طور متوسط 34.3 کیلوگرم در روز (محدوده 14.2-52.1 کیلوگرم در روز)، چربی شیر به طور متوسط 3.47% (محدوده 2.20-4.60%) و pH شکمبه به طور متوسط 6.1 (محدوده 5.3-7.0) بود. سيستم هاي مشاهده نشخوار به 6 گروه طبقه بندي شدند، اما تفاوت کمي در ميانگين زمان نشخوار بين سيستم ها وجود داشت. کل زمان صرف شده براي نشخوار به طور متوسط 444 دقيقه در روز (محدوده 151 تا 638) و در 13.8 وعده در روز (محدوده 7.8-17.4 وعده در روز) که ميانگين 32.7 دقيقه (محدوده 20.0-48.1 دقيقه) بود رخ داد. رگرسيون دو متغيره شامل اثر تصادفي مطالعه مدل‌سازي شد، و همبستگي‌ها از طريق R2 جزئي که تغييرات ناشي از اثر تصادفي را حذف کرد، ارزيابي شد. زمان نشخوار به طور درجه دوم با افزايش توليد چربي شير (R2 نسبي = 0.27) و درصد چربي شير (R2 جزئي = 0.17) افزايش يافت. نشخوار با افزايش توليد شير، مصرف ماده خشک و pH شکمبه افزايش يافت و به طور درجه دوم با فيبر شوينده خنثي جیره (NDF) و قابليت هضم NDF (R2 جزئي = 0.10-0.27) مرتبط بود. روابط مشابهي براي نشخوار در واحد ماده خشک و مصرف NDF مشاهده شد. بهترين مدل چند متغيره که زمان کل نشخوار را پيش‌بيني مي‌کرد، شامل توليد شير، تولید و درصد چربي شير بود و 37 درصد از تغييرات را به خود اختصاص داد. قابليت هضم براي 217 تیمار در دسترس بود. هنگامي که در مدل گنجانده شد، R2 جزئي به 0.41 افزايش يافت. در نهايت، تجزيه و تحليل مؤلفه هاي اصلي براي بررسي رابطه بين متغيرها انجام شد. 2 مؤلفه اصلي اول در تجزيه و تحليل هاي گسترده، 36.7 درصد از 39 متغير ارزيابي شده را توضيح مي دهند که شامل وعده هاي نشخوار و زمان صرف شده براي نشخوار مي شود. در نتيجه، زمان نشخوار در تعداد زيادي از مطالعات با چربي شير مرتبط بود، اگرچه تنها مقدار محدودي از تغييرات چربي شير را توضيح داد.

نشخوار به تولید شیر، تولید و درصد چربی شیر، pH شکمبه، ماده خشک مصرفی، مصرف NDF، و قابلیت هضم مربوط بود. حداکثر تولید چربی شیر در 494 دقیقه نشخوار در روز بود، بدون هیچ مزیت اضافی از افزایش نشخوار، احتمالاً به دلیل تأثیر منفی بر دریافت انرژی بالاتر از این سطوح. در انالیز چند متغیره، مجموعه ای از متغیرهایی که به شدت با زمان نشخوار مرتبط بودند، تولید شیر، تولید و درصد چربی شیر و ماده خشک مصرفی بودند. به طور کلی، زمان نشخوار با چربی شیر در تعداد زیادی از مطالعات مرتبط بود. با این حال، این رابطه از نظر قدرت کلی فقط متوسط بود، که نشان می‌دهد نشخوار تنها عامل مهم برای تخمیر بهینه و پایداری شکمبه نیست و عواملی غیر از تخمیر شکمبه بر تولید چربی شیر تأثیر می‌گذارند.

 

 

گروه علمی آگرین تک

  • تعداد بازدید: 17

دیدگاه ها

نظر شما پس از تایید مدیردر سایت نمایش داده می شود